اگر زنده بود دیروز نودویک ساله می شد.

23ماه می 2026

دیروز زادروز برادرم سلطان علی کشتمند رابا اندوه ودرد وبه شیوه خودماودر فضائی سنگین برگزار کردیم. سال پار نودسالگی اش رافرزندانش درفضائی گرم وپرجوش جشن گرفتند. اعضای خانواده های برادران وخواهران گردهم آمدیم ومحبت بی دریغ خودرامانند همیشه نثارراهش کردیم. اومانند مشعل فروزانی درمیان همه ما می درخشید. رفتار متین، لب پرخنده ونگاه های روشن و پرمهرش همه مارا نو ازش می کرد؛ آنسان که درطول عمر ما همیشه پشت وپناه ومانندکوهی بوده است که به آن تکیه داده بودیم.

نزدیک به نودویک سال زندگی آن هم برآمده ازجامعه ای که با رنج آغاز می شود وبا رنج مدت ها دوام می آورد، کار بزرگی است؛ به ویژه اگر این زندگی باخطرات همیشگی سیاسی درجامعه ای عقب مانده همراه باشد. زندگی برای همه گرانبها است ولی کسانی هم همین زندگی گرانبهارابا خلوص وفروتنی وبی هیچ مدعائی درراه خوشبختی دیگران وقف می کنند و برادرم سلطان علی کشتمند اززمره چنین انسان هائی بود.
خیلی ها سلطان علی کشتمندراازنزدیک نمی شناختند واین یک امر طبیعی است؛ فقط آن فروتنی واحترامی راکه به همه داشت، بیاد می آورند زیرا خیلی مشهود بود ولی کسانی که دررابطه نزدیک تری بااو قرارداشتند می دانند که او چقدرمهربان، صمیمی، صادق وبافرهنگ بود، چه قدر بامناعت وبی حرص بود، چه قدر سخاوتمند وعیارصفت بود. وقتی حقوق ماهوارصدراعظمی رادریافت می کرد، بخشی ازآن رابرای حزب واتحادیه های صنفی اداره شورای وزیران اهدا می کرد، مقداری برای مصرف خانوادگی خودش نگه می داشت ومقداری راهم برای بعضی ازاعضای خانواده کمک می کرد. هنگامیکه ازافغانستان بیرون شد، وجدانش راحت، دستانش پاک وجیبش بکلی خالی بود واین راهمه دیدند وامروز آن رامی دانند. هنگام مهاجرت طولانی، درخانه قونسلی مانند همه پناهندگان عادی زندگی میکرد چنانچه Jonathan Steele روزنامه نگار روزنامه Gardianکه چندین سال نماینده این روزنامه درمسکو بود درکتاب خود این مطلب رانوشته است. جاناتان ستیل چندین باردرهمین منزل قونسلی اورا ملاقات کرده بود.
سلطان علی کشتمند همیشه؛ آن جائیکه لازم بود به مثابه بلاکَش تاریخی عمل کرد: هنگامیکه مجموع رهبری حزب به دلایل مختلف بعداز خیانت تاریخی امین ورفقایش ازکشور بیرون رفتند، اوازمجموع رهبری عالی حزب درمقابل هیولا به تنهائی باقی ماندوهسته سازمان مخفی حزب دموکراتیک خلق افغانستان راپایه گذاری کرد. هنگامیکه حزب دچارتلاطم وسیاست آن دستخوش تغییرات ناخواسته شد اوازتمام مقامات حزبی ودولتی استعفاداد تا از یک طرف شریک اشتباهات وگناه درحق مردم نشود وازجانب دیگر یک قطب مخالف ویا فرکسیون دربرابرحاکمیت وحزب راایجاد نکند زیرا می توانست به طور قطع مورد استفاده دشمنان مردم ووطن ما قراربگیرد.
زمانی که قدرت به نیروهای مخالف دولت انقلابی انتقال داده شد اونه تنها هیچ گونه مسئولیت رسمی حزبی ودولتی نداشت بلکه بیرون ازکشوردربستر بیماری بعداز ان حمله تروریستی قرارداشت که یک عمر اورا از شنوائی یک گوش وتناظر چهره محروم ساخت. هنگامیکه درباره اوضاع هولناک کشور صحبت می شد، او همیشه ازاین امر رنج می برد که چرا رفقا باوجود امکاناتی که دراختیارداشتند به سادگی قدرت رابه دشمنان مردم ما واگذارکردندودراین مورد برخورد روشن انتقادی نسبت به مسئولین داشت.
سراسر عمر سلطان علی کشتمند مشحون از خدمت به مردم افغانستان است ودرهیچ معامله ای که منفعت مردم افغانستان وجنبش عدالت خواهی کشور خدشه دارشده باشد، شرکت نداشته است. درمبارزه برای خوشبختی مردم افغانستان ازبنیان گذاری حزب دموکراتیک خلق افغانستان گرفته تاحوادث سوم ماه عقرب سال 1344وحوادث مهم بعدی اوهمیشه درصف اول نبرد قرارداشته است. او طعم تلخ زندان رادربدترین شرایط متحمل شده ولی آن راجزئی ازروند مبارزه برای خوشبختی مردم دانسته ودربرخورد با طرف مقابل بعدازپیروزی هیچگاهی اصول انسان دوستانه ومتمدنانه برخورد را ازیادنبرده است.
تاریخ به ما می آموزاند که جریده پرچم ازافتخارات تاریخی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ویکی از اسنادپراعتبار سلامت ایدئولوژیک وسیاسی حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود، سلطان علی کشتمند قسمت اعظم بارسنگین “پرچم” را بردوش داشت؛ ازنویسندگی اکثر مقاله ها منجمله با اسم های مستعار وبه نام رفقای دیگر گرفته تا تنظیم کارهای طباعتی وفنی جریده همه به دوش اوبود. رفقائی که ازاآن دوران خاطره دارند وخوشبختانه هنوز زنده اند، گواه این امر اند. سلطان علی کشتمند ایدئولوگ ونویسنده طرازاول حزب بودکه درتفاهم کامل وتحت رهبری خردمندانه رفیق ببرک کارمل کارهای عظیمی رابسرانجام رسانید. اوبود که اعلامیه مشهور محمد داود ودرواقع خط مشی دولت اوراتحت نام “خطاب به مردم افغانستان” ازجانب حزب نوشت، اوبود که ” طرح پیشنهادی جمیعت دموکراتیک خلق افغانستان برای تدوین قانون اساسی” رادردوره زمامداری محمد داود نوشت، اوبود که ” اصول اساسی جمهوری دمکراتیک افغانستان” رانوشت وخیلی مطالب دیگر به شمول درسنامه های حزبی رانوشت.
سلطان علی کشتمند هیچگاه نکوشید درهمه جا مطرح باشد؛ مردی فروتن وخاکسار بود وهیچگاهی درپی شهرت کاذب وخودنمائی نبود؛ دوست داشت درسایه بماند؛ ازگردن افرازی نفرت داشت. تدبیر وکاردانی اوراهمگان تصدیق می کنند. باری زنده یادبیرنگ کوهدامنی دردیداری درهمین لندن به اوگفت:”مادرتاریخ ودرحوزه تمدنی خود دوصدراعظم بزرگ داشته ایم؛ یکی نظام الملک ودیگری شما”. شاید به یمن وبه مصداق گفتار کوهدامنی، تاریخ اورا دراوراق خودچنین ثبت کند.
خانواده کوچک ماافتخارداردکه چنین مردی را به جامعه درد دیده ما وبه تاریخ پرتلاطم ما تقدیم کرده است. خانواده ما خودراباوجوداو یکی ازخوشبخت ترین خانواده های کشورما می دانست وهمه چون تنی واحد درکنار اوقرارداشتیم وهمه می کوشیدیم نام پاک اوراهمچنان منزه وپاک نگهداریم. خوشبختیم که امروزه مردم ما، خانواده زنده یادسلطان علی کشتمند رابا چنین دیدی می بینند. ماتازنده هستیم باعشق فراوان یادوخاطره اورادرقلب های خود نگه می داریم. یادش زنده وهمچنان پرشکوه وگرامی باد!
اسدالله کشتمند
(از صفحه فیسبوکی)