دوستان گرامی را درود
تاریخ دوازده اپریل محفلی بزرگی برای گرامی داشت از شاد روان سلطانعلی کشتمند صدر اعظم پیشین افغانستان در شهر تورنتو کانادا بر گزار گردیده بود ولی من نسبت انسداد شاهراه به اسره وقت نتوانستم برسم و تصمیم بر آن گرفتم که از کسی نخواهم که برایم نوبت خوانش این سروده را بدهید ولی برای جناب اسد الله کشتمند برادر صدر اعظم فقید و نیک نام افغانستان در لندن فرستادم
– ——–=( شخصِ نیک نام )=——-
در گوش ما رسید که اخبارِ کشتمند
هر جا نشسته ایم عزادارِ کشتمند
در حیرتم که حق ورا چون ادا کنیم
یک ملت است جمله بدهکار کشتمند
معمور بود کشور و عصر طلایی اش
از یمنِ کار و کارگر و کارِ کشتمند
چون بعد از و نکرد کسی خدمتِ وطن
آنها کجا و خلقتِ شهکارِ کشتمند
وانگه که دور و نوبتِ یغما گران رسید
یک جو نماند در ُبنِ انبارِ کشتمند
مردی که دست خویش نیالود در فساد
رشوه نکرد رخنه به افکارِ کشتمند
با آن مقام و مسند و قانونی اقتدار
مور هم ندید ذره ای آزارِ کشتمند
دردا ازینکه رفت چنان شخص نیکنام
دریای اشکِ ماست سزاوار کشتمند
هر آن کسیکه عاشقِ پر شورِ میهن است
باید شنود شمه ای گفتارِ کشتمند
آن شخصِ با سیاست و اندیشه و قلم
باشد بدیع ، نوشته و آثارِ کشتمند
ع ک تابش